ششمین قاتلهوا دلنشین و شرجی بود .نسیم خنکی در ساحل می وزید که پوست سر وصورت را به نرمی نوازش میکرد . آرامش بخش بود و ملایم . اگر در کنار شترهایی که تزئین شده بودند با گوشی تلفن همراه هم میخواستی عکس بگیری باید هزینه ای پرداخت می کردی. لابه لای جمعیت دختری با التماس از خانمها می خواست که نقش حنا بزنند ، می گفت : هر چقدر دوست داری بده ! بعد ازظهر بود و چای و قلیان می چسبید . در مسیر راه مسئله جذر و مد را برای صدرا توضیح داده بودم تا امروز دلیل اینکه چرا اسم این ساحل ناز است را بداند . اینکه برای پسر بچه به اون سن و سال قابل فهم باشد توضیح دادم و گفتم :ببین صدرا با هر مدی این قسمت به ساحل وصل میشه و بعد دوباره با هر جذری جدا میشه . اینطوریه که میگن ، یعنی این قسمت ناز می کنه که بخواد به جزیره وصل باشه یا اینکه میخواد خودش یه جزیره مستقل بشه . در طی شبانه روز با هر جذر و مدی این حکایت ناز کردن و ناز کشی تکرار میشه . هر روز. الان گرفتی چرا به اینجا میگن ساحل ناز ؟ گرفتم .قبل از سفر به قشم ، تمام مسیر را در اینترنت با همدیگر چک کرده بودیم . تمام موضوعات را بررسی کرده بودیم از اقامت گاه بین راه تا خطرات شنا در دریای آزاد و اینکه سواحل امن برای غواصی کجاست تاتهدیداتی مثل کوسه و حتی هراس از عروس دریایی .بابا !ها ! اینو دیدی ؟ بفرست برام !الان فرستادم برات ، ده قاتل بزرگ انسانها ، توی لیست نگاه کن ، بعد از پشه مالاریا و مارها و اسب آبی و کوسه ، شش امی اش عروس دریایی ها !عروس دریایی ؟ عههه چه جالب نمی دونستم ! نگاه اینجا رو ، خط آخرش نوشته فقط در فیلیپین سالانه پنجاه نفر در اثر نیش عروس دریایی می میرن ! بابا!ها !بابا ترابخدا قشم رفتیم سمت عروس دریایی ها نریم ها ! قول بدهقول ،ببین !
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: کیارش نیکفر
تاريخ: پنجشنبه
24 آذر
1401 ساعت: 12:17