سوناتای سفید - تاریخ: 1401/9/24 ساعت: 12:17
سوناتا سفیدهشما هم توی این شرایط انتظار بالایی داری ها ! آقا خواهش می کنم شما بهش زنگ بزنید ، التماس می کنم ، بخدا آبرو و حیثیت من در خطره ، ملت منتظرن ، زندگی ام از هم می پاشه ، اصلا گوشی را بده من خودم با سردار حرف بزنم .ببین آقا پسر ! اینکه الان با این سر و وضع و شیک و پیک آمدی اینجا و اینطوری دا...
ششمین قاتل - تاریخ: 1401/9/24 ساعت: 12:17
ششمین قاتلهوا دلنشین و شرجی بود .نسیم خنکی در ساحل می وزید که پوست سر وصورت را به نرمی نوازش میکرد . آرامش بخش بود و ملایم . اگر در کنار شترهایی که تزئین شده بودند با گوشی تلفن همراه هم میخواستی عکس بگیری باید هزینه ای پرداخت می کردی. لابه لای جمعیت دختری با التماس از خانمها می خواست که نقش حنا بزنن...
ارم سبز شش و بیست و دو دقیقه - تاریخ: 1401/9/24 ساعت: 12:17
ارم سبز ، شش و بیست و دو دقیقهبه سختی و با سردرد بیدار شدم و به زور از رختخواب کندم . هر طور شده باید به سرعت خودم را به ایستگاه مترو ارم سبز می رساندم . یه قطار داشت که حرکتش شش و بیست دقیقه بود .گاهی هم تا شش و بیست و دو دقیقه میشد بهش رسید.دیشب بازهم با بغض وگریه خوابیدم . یه عالمه بغض و گریه . ی...